جک لطیفه اس ام اس های خیلی با حال
[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

جک لطیفه اس ام اس های خیلی با حال

امکانات وبلاگ
    
نوشته های پیشین

تبلیغات
لوگوی دوستان

نظرسنجی ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 135
بازدید دیروز : 177 ‍
بازدید این ماه : 2424
بازدید امسال : 13824
بازدید کل : 13824
تعداد پست ها : 394

Tablig [ مطالب روزانه ]

نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
رانندگی با دنده عقب [ JOK BA - ADABI ]
دو تا بلوچه میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف بلوچستان. نزدیکای زاهدان یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: اوره یاسروک، برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروک میره درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: اوره کَریموک! بیا که ماشین موتور ا! نداره! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم! خلاصه یاسروک میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: اوره کریموک! بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!



نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
شیرین و فرهاد [ JOK BA - ADABI ]
گر من شیرین بشم تو فرهاد,من لیلی بشم تو مجنون , من سام بشم تو نرگس,من حوا بشم عمرا تو آدم نمی شی

نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
گنجشک قاتل [ JOK BA - ADABI ]
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»
نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
تصادف باور نکردنی [ JOK BA - ADABI ]
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .

اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو روبراهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه .


نوشته شده در پنجشنبه 10 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss

لیست صفحات :: 1