رانندگی با دنده عقب
[ JOK BA - ADABI ]
دو تا بلوچه میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف بلوچستان. نزدیکای زاهدان یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: اوره یاسروک، برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروک میره درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: اوره کَریموک! بیا که ماشین موتور ا! نداره! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم! خلاصه یاسروک میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: اوره کریموک! بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!
شیرین و فرهاد
[ JOK BA - ADABI ]
گر من شیرین بشم تو فرهاد,من لیلی بشم تو مجنون , من سام بشم تو نرگس,من حوا بشم عمرا تو آدم نمی شی
گنجشک قاتل
[ JOK BA - ADABI ]
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»
تصادف باور نکردنی
[ JOK BA - ADABI ]
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .
تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .
در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .
اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:
گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم
میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .
همه چیز برای ورود تو روبراهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه .
be torke migan daro beband havaye biroon sarde , mige hala farz konim man daro bastam , havaye biroon garm mishe ???
آقای ترک
[ JOK BA - ADABI ]
یارو همش دعا می کرده بچه دار شه ، یه شب جبرئیل میاد تو خوابش میگه:
عوض اینهمه دعا برو زن بگیر!!!
خاطرات بم
[ JOK BA - ADABI ]
به یارو میگن:دلخراش ترین صحنه ای که تو بم دیدی چی بود؟
گفت:حادثه ی پسر کوچیکی که داشتم دفن می کردم و مرتب می گفت:عمو من زنده ام!!!!
جایزه راهنمایی رانندگی
[ JOK BA - ADABI ]
افسره جلوی یک ماشین رو میگیره، به راننده میگه: جناب شما به خاطر بستن کمربند ایمنی، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمایت از ایمنی راهها جایزه بردید. حالا میخواید با این پول چیکارکنید؟ یارو میگه: فکر کنم باهاش برم گواهینامم رو بگیرم! یک زنه کنار دستش نشسته بوده، میگه: گوش نکنید جناب سروان، این شوهر من وقتی مسته یک بند کس میگه! تو صندلی عقب، یک جوونکی خواب بوده، ازین سر و صدا بلند میشه، میگه: من همون اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد!! یهو یک نفر از تو صندوق عقب داد میزنه: ببینم بالاخره از مرز گذشتیم یا نه؟!
سیگاری تیر
[ JOK BA - ADABI ]
یارو ازون سیگاریای خفن بوده، میفته زندون، حبس ابد. روز اول بهش میگن: ببین ما حال و حوصله نداریم هر دقیقه خورده فرمایشات تورو انجام بدیم. همین الان میگی چی میخوای، ما برات میاریم، بعد در سلولتو میبندیم تا ده سال دیگه. یارو میگه:ســیــگــار! من فقط سیگار میخوام! میرن براش 500 باکس سیگار میارند، و در سلولش رو میبندند. بعد از 10 سال میان ببینند چیز دیگه ای میخواد یا نه، در سلولش رو که باز میکنند میبینند نشسته یه گوشه ای، دست و پاش داره میلرزه. یارو تا جماعت رو میبینه، بر میگرده میگه: قربون، آتیش داری؟!
شیره ای
[ JOK BA - ADABI ]
شیره ایه میمیره، میبرنش بهشت. دو سه روز میگذره، یک روز میان ازش میپرسند که همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط یوخده شـوژ میاد! میبرنش دم مرز جهنم که یخورده گرمای جهنم بخوره بهش، بلکن گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان میپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ میگه: والله همهچی خوبه، ولی هنوز یوخده شـوژ میاد! میگن بابا تو اصلاً لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، میپرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یوخده شـوژ میاد! شاکی میشند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مرکز آتیش. چند روز میگذره، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز میکنند، یارو داد میزنه: داداش اون درو ببند، تازه اینجا هوا گرفته بود!
آزمایشگاه
[ JOK BA - ADABI ]
تَریاکیه باید آزمایش مدفوع میداده، یک شیشه بهش داده بودن که توش نمونشو بیاره. میره خونه و میشینه تو مستراح، یاعلی! شروع میکنه زور زدن! خلاصه بعد از دو سه ساعت عرق ریختن، یک سنده یک سانتی گیرش میاد که واسه نمونه ببره. وقتی میره جواب آزمایشش رو بگیره، بهش میگن: شرمنده قربان، نمونه شما گم شده. تریاکیه شاکی میشه، دادمیزنه: ای مال مردم خورا!
غول چراغ
[ JOK BA - ADABI ]
ترکه و اصفهانیه و تهرانیه داشتن با هم میرفتن یه دفعه یه غوله در میاد، بهشون میگه: یه آرزو بکنین اگه من تونستم بر آوردش کنم میکشمتون، اگه نتونستم کاری باهاتون ندارم. اول تهرانیه آرزو میکنه که یه کشتی پر از طلا براش بیاره، غوله میاره و میکشتش. بعد نوبت اصفهانیه میشه، اونم میگه: یه کاخ با طلا بساز غوله آرزو این رو هم برآورده میکنه و میکشتش. بعد نوبت ترکه میشه، یه کم فکر میکنه، یه دفعه میگوزه، میگه: اگه میتونی رنگش کن، غوله هم ولش میکنه میره پی کارش!
Gazanfar
[ JOK BA - ADABI ]
ترکه توی پارک یه دختره رو میبینه و خیلی باهاش حال میکنه. میره جلو میگه: خانوم ببخشین، اسم شما چیه؟ دختره با عشوه جواب میده: عطر گل یاس، اسمم ثریاس! بعد از ترکه میپرسه: اسم شما چیه؟ ترکه یه فکری میکنه، با ادا میگه: بوی گوز خر، اسمم گضنفر!
Trompet
[ JOK BA - ADABI ]
ترکه توی خیابون ریدنش میگیره، در خونه یه یارو رو میزنه میگه: آقا شرمنده، من خیلی وضعم خرابه! میشه بیام برم دستشویی؟ یارو هم میگه بیا برو تو اون اتاق دست چپی کارتو بکن. ترکه میره کارشو میکنه و کلی از یارو تشکر میکنه ومیره پی کارش. بعد از دو ماه با رفیقش داشته از همونجا رد میشده که رفیقش ریدنش میگیره. ترکه میگه: بیا من اینجا یه خونه سراغ دارم که توالتش حسابی تر و تمیزه، اصلاً طلاییه جون تو! رفیقش میگه باشه، بریم. میرن در خونه یارو دوباره در میزنن، صابخونه تا ترکه رو مبینه دادمیزنه: روزبه! بیا اون یارو که توی ترومپتت ریده بود رو پیدا کردم!
Kolman
[ JOK BA - ADABI ]
یارو توی جنگ دوتا دست و دوتا پاش قطع شده بوده، رفیقاش بهش میگفتن کلمن!