جک لطیفه اس ام اس های خیلی با حال
[ بستن ]

سیستم وبلاگ پارسی باکسسیستم مدیریت فروش هاست و دامینسایت شخصی محسن داوری برنامه نویس PHPهماهنگی با موتورهای جستجو , رنکینگ گوگل , google pagerank , page rank , seo , search

جک لطیفه اس ام اس های خیلی با حال

امکانات وبلاگ
    
نوشته های پیشین

تبلیغات
لوگوی دوستان

نظرسنجی ها

آمار وبلاگ
بازدید امروز : 34
بازدید دیروز : 95 ‍
بازدید این ماه : 1331
بازدید امسال : 10032
بازدید کل : 10032
تعداد پست ها : 394

رانندگی با دنده عقب [ JOK BA - ADABI ]
دو تا بلوچه میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف بلوچستان. نزدیکای زاهدان یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: اوره یاسروک، برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده. یاسروک میره درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: اوره کَریموک! بیا که ماشین موتور ا! نداره! خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم! خلاصه یاسروک میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: اوره کریموک! بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم!



نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
شیرین و فرهاد [ JOK BA - ADABI ]
گر من شیرین بشم تو فرهاد,من لیلی بشم تو مجنون , من سام بشم تو نرگس,من حوا بشم عمرا تو آدم نمی شی

نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
گنجشک قاتل [ JOK BA - ADABI ]
یک روز یک گنجشک با یک موتوری تصادف می کند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»
نوشته شده در دوشنبه 21 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
تصادف باور نکردنی [ JOK BA - ADABI ]
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است .

تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد .

در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند .

اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش آنها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم .

همه چیز برای ورود تو روبراهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه .


نوشته شده در پنجشنبه 10 5 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
ترکه [ JOK BA - ADABI ]
be torke migan daro beband havaye biroon sarde , mige hala farz konim man daro bastam , havaye biroon garm mishe ???
نوشته شده در شنبه 18 3 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
آقای ترک [ JOK BA - ADABI ]
یارو همش دعا می کرده بچه دار شه ، یه شب جبرئیل میاد تو خوابش میگه:
عوض اینهمه دعا برو زن بگیر!!!

نوشته شده در پنجشنبه 26 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
خاطرات بم [ JOK BA - ADABI ]
به یارو میگن:دلخراش ترین صحنه ای که تو بم دیدی چی بود؟
گفت:حادثه ی پسر کوچیکی که داشتم دفن می کردم و مرتب می گفت:عمو من زنده ام!!!!

نوشته شده در پنجشنبه 26 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
جایزه راهنمایی رانندگی [ JOK BA - ADABI ]
افسره جلوی یک ماشین رو میگیره، به راننده میگه: جناب شما به خاطر بستن کمربند ایمنی، پنجاه هزار تومن از طرف انجمن حمایت از ایمنی راهها جایزه بردید. حالا میخواید با این پول چیکارکنید؟ یارو میگه: فکر کنم باهاش برم گواهینامم رو بگیرم! یک زنه کنار دستش نشسته بوده، میگه: گوش نکنید جناب سروان، این شوهر من وقتی مسته یک بند کس میگه! تو صندلی عقب، یک جوونکی خواب بوده، ازین سر و صدا بلند میشه، میگه: من همون اول گفتم با ماشین دزدی نمیشه فرار کرد!! یهو یک نفر از تو صندوق عقب داد میزنه: ببینم بالاخره از مرز گذشتیم یا نه؟!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
سیگاری تیر [ JOK BA - ADABI ]
یارو ازون سیگاریای خفن بوده، میفته زندون، حبس ابد. روز اول بهش میگن: ببین ما حال و حوصله نداریم هر دقیقه خورده فرمایشات تورو انجام بدیم. همین الان میگی چی میخوای، ما برات میاریم، بعد در سلولتو میبندیم تا ده سال دیگه. یارو میگه:ســیــگــار! من فقط سیگار میخوام! میرن براش 500 باکس سیگار میارند، و در سلولش رو میبندند. بعد از 10 سال میان ببینند چیز دیگه ای میخواد یا نه، در سلولش رو که باز میکنند میبینند نشسته یه گوشه ای، دست و پاش داره میلرزه. یارو تا جماعت رو میبینه، بر میگرده میگه: قربون، آتیش داری؟!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
شیره ای [ JOK BA - ADABI ]
شیره ایه میمیره، میبرنش بهشت. دو سه روز میگذره، یک روز میان ازش میپرسند که همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط یوخده شـوژ میاد! میبرنش دم مرز جهنم که یخورده گرمای جهنم بخوره بهش، بلکن گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان میپرسند: خوب اوضاع چطوره؟ میگه: والله همهچی خوبه، ولی هنوز یوخده شـوژ میاد! میگن بابا تو اصلاً لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، میپرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوز هم یوخده شـوژ میاد! شاکی میشند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مرکز آتیش. چند روز میگذره، میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز میکنند، یارو داد میزنه: داداش اون درو ببند، تازه اینجا هوا گرفته بود!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
آزمایشگاه [ JOK BA - ADABI ]
تَریاکیه باید آزمایش مدفوع میداده، یک شیشه بهش داده بودن که توش نمونشو بیاره. میره خونه و میشینه تو مستراح، یاعلی! شروع میکنه زور زدن! خلاصه بعد از دو سه ساعت عرق ریختن، یک سنده یک سانتی گیرش میاد که واسه نمونه ببره. وقتی میره جواب آزمایشش رو بگیره، بهش میگن: شرمنده قربان، نمونه شما گم شده. تریاکیه شاکی میشه، دادمیزنه: ای مال مردم خورا!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
غول چراغ [ JOK BA - ADABI ]
ترکه و اصفهانیه و تهرانیه داشتن با هم میرفتن یه دفعه یه غوله در میاد، بهشون میگه: یه آرزو بکنین اگه من تونستم بر آوردش کنم میکشمتون، اگه نتونستم کاری باهاتون ندارم. اول تهرانیه آرزو میکنه که یه کشتی پر از طلا براش بیاره، غوله میاره و میکشتش. بعد نوبت اصفهانیه میشه، اونم میگه: یه کاخ با طلا بساز غوله آرزو این رو هم بر‎آورده میکنه و میکشتش. بعد نوبت ترکه میشه، یه کم فکر میکنه، یه دفعه میگوزه، میگه: اگه میتونی رنگش کن، غوله هم ولش میکنه میره پی کارش!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
Gazanfar [ JOK BA - ADABI ]
ترکه توی پارک یه دختره رو میبینه و خیلی باهاش حال میکنه. میره جلو میگه: خانوم ببخشین، اسم شما چیه؟ دختره با عشوه جواب میده: عطر گل یاس، اسمم ثریاس! بعد از ترکه میپرسه: اسم شما چیه؟ ترکه یه فکری میکنه، با ادا میگه: بوی گوز خر، اسمم گضنفر!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
Trompet [ JOK BA - ADABI ]
ترکه توی خیابون ریدنش میگیره، در خونه یه یارو رو میزنه میگه: آقا شرمنده، من خیلی وضعم خرابه! میشه بیام برم دستشویی؟ یارو هم میگه بیا برو تو اون اتاق دست چپی کارتو بکن. ترکه میره کارشو میکنه و کلی از یارو تشکر میکنه ومیره پی کارش. بعد از دو ماه با رفیقش داشته از همونجا رد میشده که رفیقش ریدنش میگیره. ترکه میگه: بیا من اینجا یه خونه سراغ دارم که توالتش حسابی تر و تمیزه، اصلاً طلاییه جون تو! رفیقش میگه باشه، بریم. میرن در خونه یارو دوباره در میزنن، صابخونه تا ترکه رو مبینه دادمیزنه: روزبه! بیا اون یارو که توی ترومپتت ریده بود رو پیدا کردم!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss
Kolman [ JOK BA - ADABI ]
یارو توی جنگ دوتا دست و دوتا پاش قطع شده بوده، رفیقاش بهش میگفتن کلمن!
نوشته شده در سه شنبه 24 2 1387 توسط پسرخوب باحال
لینک ثابت | نظرات [0] | Rss

لیست صفحات :: 1 2